احمد بن محمد ميبدى

443

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

نزديك ديد و قوم خود را وعدهء عذاب داده بود ، از خانه و شهر بيرون شد . مردم شهر كه بامدادان از خانه‌ها بيرون شدند ابر سياهى در آسمان ديدند كه دود عظيم بپراكند و آتش از آن پاره‌پاره مىافتاد ! در آن حال يونس را طلب كردند و نيافتند ، گروهى عظيم به صحرا شدند ، طفلكان را از مادران و پدران جدا كردند تا آنها گريه و زارى درگرفتند ! پيران سرها را برهنه كرده به‌يك‌بار فغان برآوردند و به زارى و خوارى زينهار خواستند و گفتند : خدايا گناه ما بزرگ است ولى عفو تو از آن بزرگتر ! خدايا به سزاى ما چه نگرى ، به سزاوارى خود نگر و همگى يك صف ايستادند . پس از آن جوانها به صف ايستادند و گفتند خدايا ، تو ما را فرمودى كه ستمكاران را عفو كنيد و از گناه آنان درگذريد ، خدايا ما همه ستمكاران بر خود هستيم ما را عفو كن و از ما درگذر . صف كودكان آغاز شد ، همگى يك صدا فرياد برآوردند : خدايا تو ما را فرمودى كه سائلان را ردّ نكنيم ، ما همه سائليم ما را ردّ مكن و نوميد برمگردان ، اى فريادرس نااميدان ، اى چارهء بيچارگان و أى خداى مهربان عذاب از ما بگردان . دود و آتش كه بالاى سر هر سه صف بود از ميان رفت و خداوند توبهء آنها را پذيرفت اين بود كه فرمود : ما عذاب رسوائى را در زندگانى اين جهان از آنها بازگرفتيم و تا هنگام مرگ آنها را از متاع اين جهانى بهره‌مند ساختيم . 100 - وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ . آيه . اذن در اينجا مشيّت است كه بىآينهء توفيق كس روى ايمان نبيند ، و بىعنايت حق ، كس به شناخت حق نرسد ، بنده به كوشش خويش نجات خويش كى تواند ؟ و تا خداوند با دل بنده را تعريف نكند و شواهد صفات حق در دل وى برقرار ننمايد ، بنده هرگز به شناخت او راه نبرد ! و اگرنه عنايت قديم بود ، دعوى شناخت ربوبيّت چون كند اگر توفيق رفيقش نبود ؟ دل كيست كه گوهرى فشاند بىتو ؟ * با تن كه بود كه ملك راند بىتو ؟ و اللّه كه خود راه ندارد بىتو * جان زهره ندارد كه بماند بىتو 101 - قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . آيه . همه هستىهاى جهان ، آيات و نشانيهاى قدرت و عظمت او است و دلائل وحدانيت . نگرنده همه را درمىيابد ، و از همه جانب به ساحت او راه است و رونده مىبايد ! بوستان حقايق پر از ميوه‌هاى لطائف است خورنده مىبايد ! مرد بايد كه بوى داند و بس * ورنه عالم پر از نسيم صبا است . . . وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ . پيغام‌ها و بيم‌ها براى كسانى كه شايستگى ايمان ندارند چه فايده دارد ؟ دلائل هر قدر روشن و نمايان و آشكار باشد وقتى راه بصيرت و بينائى بسته باشد چه سود دارد ؟ همچنان‌كه آفتاب هر اندازه تابان و درخشان باشد براى ديدن كور چه اثر و نتيجه دارد ؟ 103 - ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا . آيه . شريف و نوازش مؤمنان است كه خداوند نجات آن را بر نجات پيغمبران بست و گفت : بر ما حق است كه مؤمنان از كرم و لطف خود نجات بخشيم و از عذاب برهانيم چنان كه پيغمبران را رهانيديم تا همان گونه كه هيچ پيغمبرى روا نيست فردا در آتش شود و عذاب چشد ، مؤمنان را هم روا نيست كه در دوزخ و عذاب جاويد گرفتار آيند . اين است كه به پيغمبر فرمود : دين خويش را از شوب ريا پاك دار ، و قصد خويش در جستن كيمياى حقيقت درست كن ، دل از علايق بريده و حلقهء خدمت در گوش وفا كن و خواست خود را فداى خواست ازلى كن ، نفس فداى رضا ، دل فداى وفا ، و چشم فداى بقا كن .